
--------------------کودک مسلمان بلوچ --------------------
------------------- عماد رئیسی -------------------
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه!
تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه؟
خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه؟ ای تیر غمت را دل عشاق نشانه!
جمعی به تو مشغول و تو غایت ز میانه
رفتم به در صومعه ی عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
آن دم که عزیزان بروندی ی هر کار زاهد به سوی مسجد و من جانب خمار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار من یار طلب کردم و او جلوه گر یار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر دم که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو درپیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچه ی بشکفته ی ای باغ که بوید؟ هر کس به زبانی صفت و حمد توگوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

تصویر هوایی از روستای بگ

تصویر هوایی از روستای توکل

تصویر هوایی از روستای حمیری

تصویر هوایی از بندر چابهار

تصویر هوایی از بندر گوادر پاکستان

تصویر هوایی از مدرسه دینی دارالعلوم کراچی -_پاکستان

و این هم تصویری ازنقشه کامل بلوچستان

ب.ن :صفحه عکسهای شخصی ویرایش شد.
در حاشیه سفر به زاهدان جهت شرکت در مراسم ختم بخاری
صبح روزپنج شنبه عیدگاه زاهدان 9تیر 1390

برادرم امیر ایمان صاحب در مراسم

بدلیل نبودن جا بسیاری از مردم بیرون ماندنند

بنده حقیر(سمت چپ) و هارون جدگال در مراسم زاهدان

تصویری از داخل مسجد مکی زاهدان

داخل عیدگاه بعدازظهر پنج شنبه

نمایی از روستای پادیک کوه ون سرباز روز یکشنبه 12تیر 1390

این هم رودخانه سرباز روبروی کافه ارامش


سلام دوستان
بدلیل اهمیت مسئله انتخابات مجلس در منطقه و شروع پیش از موعد تبلیغات انتخاباتی این پست رو به این مطلب اختصاص دادم امیدوارم ما مردم منطقه مکران و بلوچستان بتوانیم نمایندهای لایق و شایسته ای رو بدون در نظر گرفتن مسائل مادی و قوم پرستی که بنظرم مهمترین خصیصه ما بلوچها است را راهی مجلس کنیم.انشاءالله.
برخی از ویژگیهای مهم یک کاندیدای نمایندگی مجلس
١- یک نماینده خوب باید زجر کشیده و درد کشیده باشد یعنی از داخل قشر پایین یا متوسطه جامعه باشد که بتوان درد انها را حس کرده و دردشان را درد خود بداند و همیشه در پی رفع مشکلات انان باشد
٢-شناخت امورات و نیازهای روز مردم نه تنها در حوزه انتخابیه خود بلکه در کل منطقه و کشور و بررسی مشکلات و دغدغهای مردم و جوانان بخصوص مسئله اشتغال
٣-یک نماینده موفق باید شجاع باشد بتواند در مقابل دولت با شجاعت و قدرت بر حق و حقوق مردم پافشاری و استقامت نماید و از خود فداکاری نشات داده و از هیچ کوششی دریغ نورزد واز کسی نهراسد و منافع عمومی مردم را بر منافع خود ترجیح دهد و در راه پیشرفت جامعه و مردم حاضر باشد از حق خود بگذرد
۴-یک نماینده باید مطلع به مسائل سیاسی و اسلام باشد یعنی هم مسائل روز جامعه خود سر دربیاورد و هم از مسائل جهانی سر در بیاورد و بی تفاوت نباشد و متعهد به دین خدا و باورهای مردم شد.
نخل وحشی "داز"

نخل وحشی یا در اصطلاح محلی داز درختچه ایست با برگهای پنجه ای شکل که بصورت وحشی درکوهستانهای منطقه مکران می روید.گاهی طول ان ممکن است به دونیم الی سه متر میرسد و بعلت قرار گرفتن در منطقه گرم و خشک سازگاری خوبی با کم ابی و هوای گرم منطقه در فصول تابستان دارد.نخل وحشی یکبار در طول سال و در فصل تابستان میوه میدهد که میوه اش ظاهری شبیه میوه درخت کنار وحشی دارد که به اسم کونل(kownl ) معروف است و بسیار شیرین و دلچسب میباشد که بسیاری از حیوانات وحشی و اهلی منطقه نیز از ان تغذیه میکنند. هسته داز توسط حیوانات و باد و باران در منطقه منتشر شده و باعث رویش و پراکندگی ان در مناطق بلوچستان می شود.
کاربردهای داز(نخل وحشی)
داز نقش بسیار مهمی در زندگی مردم بلوچ بخصوص روستاییان وعشایر عزیز داشته ودارد و از ان جهت تهیه خوراک و پوشاک و مسکن در طول تاریخ استفاده شده است از میوه و مغز داخل ساقه ان استفاده خوراکی میشود واز برگ این درختچه جهت بافت نوعی پاپوش بلوچی بنام سواس و ساختن کپرو کلبه بلوچی استفاده میشود وساقه و کنده خشک ان نیز بعنوان هیزم جهت پخت وپز مورد استفاده قرار میگیرد. بااینکه تمام قسمتهای این درختچه مورد استفاده قرار میگیرد اما کاربری ترین قسمت ان برگ درختچه داز میباشد که از استفاده های فراوانی میشود واز ان محصولات زیادی بدست میاید و برگ داز ماده اولیه ساخت اکثر صنایع دستی منطقه مکران و بلوچستان میباشد که به تعدادی از این محصولات اشاره ای مختصر خواهیم داشت
1-حصیر:حصیر از برگ درخت داز بافته میشود ودارای اشکال و اقسام مختلفی میباشد واز ان جهت زیر انداز و ساخت کپر و کلبه استفاده میشود
2-جانماز: بافت ان بصورت حصیر میباشد منتها کوچکتر و ظریفتر بافته میشود ودر منطقه نه اسم مصلحه معروف است
3- سفره:بصورت گرد و در اندازه های مختلف بافت میشود
4-جاروی دستی:از برگهای باریک شده داز تهیه و بافت میشود و در اصطلاح محلی به ان روپگ(rowpag) میگویند.
5- طناب:با توجه به نوع استفاده اش به صورتهای مختلفی بافته میشود و مردم بومی به ان صاد(sad) و چیلک(chilek) میگویند.
6-مورداک(mordak):وسیله ای جهت بالا رفتن اسانتر از درخت خرما که بصورت کمربند شکل بافت میشود و به ان پروند(prond)نیز میگویند.
7-سواس(swas):نوعی پاپوش سندل شکل که خاص مردم بلو چستان و مکران میباشد.
8-بادبزن دستی:از بافتن برگهای درختچه تهیه میشود ودر اصطلاح محلی به ان گوات گیچن(gwatgyechen) میگویند.
9-سبد:از سبد که بومیها به ان سپت(sapt) و لچ(lach) مگویندجهت حمل و جابجایی باراستفاده میشود.
10-ترازو:در اندازه و سایز های گوناگون و با استفاذه از دو عدد سپت تهیه میشود ودر اصطلاح محلی به ان شاهیم(shaheem)گفته میشود.
****************************************************

من بلوچم وزبلوچ مهربان گویم سخن ازمرام وسیرت این قهرمان گویم سخن
ازمکان ومسکن وماوای حاصلخیزاو ازکویــروساحل بحــرعمان گـویم سخن
ازفــــرازکوه تفـــتان اژدهای آتــشین سردوآرام با دلی آتشفشان گویم سخـن
من زبزمان وشکاروصیدوآب معدنش ازجبال زنده سربرکهکشان گویم سخن
ازدیارپیپ وفنوج آزباغ وکه سفیــــد منبع نفت وطلا وبرلیان گویم سخــــــن
من زبنت میرقنبر،نیکشهروقصروقند من ازآن پاینده مردجاودان گویم سخــن
زان همه آب روان ملک بمپوربحرگون بس لطیف ونرم مثل پرنیانم گویم سخن
ارض حاصلخیزوآن رودخانه پربرکتش غله راانبارهمچون سیستان گویم سخـن
بخش سربازم بهشت خطه زرخیزمن باغهای سبزآن چون بوستان گویم سخن
ازدیارپیـــشین وخاک زرباهــــوکلات من زخاکی که نباشدمثل آن گویم سخن
چابهار و بندرآزاد و بحرپرخــــروش ازکنارک این دریا مرزبان گویم سخــــن
ازسفالکاران سربازوسراوان سرفراز مردمان بی ریا وکاردان گویم سخـــــــن
ازدلاورمردم سرحدوخاش وزاهدان ازبرای خاک میهن جانفشان گویم سخـن
ازجنوب شرق ایران ازهوای گرم گرم چون دل این مردم خونگرممان گویم سخن
مسکنم تاریخ گوید ساحل بحرخزر چون همان دریادلان قهرمان گویم سخــن
سامــی ام گــویندامــاآریــایی زاده ام بازبــان آریــایی همچنان گویم سخـــــــن
سرزمینم راعرب خواندمکاباضم میم وزمکوران خاک پاک مکران گویم سخـن
هموطن باضم ب گوید:بلوچ نام مرا من به فتح ب ولام اعیان گویم سخــــــــن
تازیان را،چ،نباشدنام من گویدبلوش این چنین اسمی زتورات زمان گویم سخن
پاکزادفردوسی درشاهنامه ازکوچ وبلوچ ذکرخیری کرده من ازاین وآن گویم سخن
شاعرطوسم سگالنده همین خواندمــــرا باعدوی میهن ازتوان گویم سخــــن
سرزراه خاک میهن کی کنم هرگزدریغ عرصه پیکارراچون قهرمان گویم سخــن
کیش من اسلام می باشد زبانم آریــــا رایت اسلام راچون پاسبان گویم سخـــن
هنگ جمازم بودنقش ستون بــــیستون من زدورداریوش وآنزمان گویم سخــــــن
دفن شددرزیرخاکم لشکراسکــــندری ازنبرد وکارزای بی امان گویم سخـــــــــن
زیرپایم فرش کردم لشکرحجـــاج را آنچنانکه برگ ریزد درخزان گویم سخــن
لشکرصفاریان رادرسراوان شهرجالق کرده ام تدفین من ازآن مکان گویم سخــن
ازجدال تن به تن با پیراستعمارمــــن ازبلوچ ،چاه تمین ،زاهدان گویم سخــــــــن
دیلمی ها لشکری ازقوم من درفوج خود داشتند زان لشکر پیل دمان گویم سخــــــن
ازجلال الدین خوارزمی درجنگ مغول من حمایت کرده ام تاپای جان گویم سخـن
ازشکست گنجعلی والی شاه عباس ،من باتوازشمس بلوچ پهلوان گویم سخـــــــــــن
نارواها دیدم ازقوم مغول بی حدمـــن ازجفای جور شان من بافغان گویم سخــــن
دفع شراشرف افغان رادرکوه سفـــــید من نمودم مثل آن شیرژیان گویم سخــــــن
ازجفاخوردم آگرآن سیب زهرآلوده را ازامیرغزنوی دراصفهان گویم سخــــــــن
کشتن نادرسپس تاعهدشاهان قجـــــــر دادخودبگرفته ام ازدشمنان گویم سخــــــن
قلعه بمپورکوسایدسرش برکهکشان هرستونش رابود صدداستان گویم سخــــن
تازیانه خورده ام ازدشمنان بسیارمن ازنشان ظلمشان برپشت جان گویم سخن
بازکردازگردنم یوغ اسارت ،انقلاب باسپاسی زان خدای لامکان گویم سخــــن
سخت بیزارم من ازکارخلاف هرزگی مردکارم ازبرای آب ونان گویم سخـــــــن
سرزمینم مستعد و مردمانم با هنر باهنرمندان دنیا همزبان گویم سخــــــــــــن
گربود ابزارکارم درامور صنعتی درجوارملک چین واصفهان گویم سخـــــن
دختران باهنر،گلدوزوسوزن کارمن منحصرتنهابه فردازکارشان گویم سخـــن
رودهای دامن وبمپوروسربازونهنگ جاری اندافسوس من تشنه لبان گویم سخن
قلعه پهره که ازقاجارباشد یادگــــــار ازبن این برج عهدباستان گویم سخــــــــــن
قادر اندربارگاه کشور آزادگـــــــان باسری تسلیم براین آستان گویم سخــــــن
شعر از قادر بخش آبسالان
دوستان گلم سلام
امیدوارم تعطیلات و سفرهای نوروزی امسال بهتون خوش گذشته باشه والان هم مثل من نشته باشین و خاطرات خوب و خوش عید رو مرور کنین. من هم تعطیلات امسال رو به پاکستان رفتم و حدود بیست روزی اونجا بودم جاتون خالی خیلی خوش گذشت . کراچی رو حسابی گشتم و برای دیدن رود سند به حیدراباد رفتم بعد برای زیارت وخواندن فاتحه به بارگاه شیخ عثمان مرندی معروف به قلندر لعل شهباز در شهر سهون شریف واقع در ایالت سند رفتم جاتون خالی عجب جای باصفایی بود چند روز هم اونجا بودم .چندتا عکس هم براتون گرفتم که امیدوارم بپسندید.
خیابانهای کراچی

شهر پراز دود ودم کراچی

کراچی شهر اپارتمانها

این پل مرزبلوچستان وایالت سند است(پل حب چوکی) مرز مکران

بارگاه قلندر لعل شهباز در شهر سهون سند

سهون شریف ایالت سند پاکستان

ضریح شیخ قلندر لعل شهباز

امیدوارم در این سفر تصویری از همسفری با ما لذت برده باشید
************************************ مکران **********************************************************

وجه تسمیه
بعضی ازمردم بومی مکران علت نامگذاری این اسم راگرفته شده از ریشه مک(مچ) به معنی خرما میدانند و ان را سرزمین نخلها می نامند و عده ای نیز مکران را سرزمین ماهیخواران می نامند و علت انرا وجود ساحل طولانی دریای عمان میدانند که از جاسک هرمزگان تا نزدیکیهای بندر کراچی در پاکستان امتداد یافته است.اما "یاقوت حموی" صاحب کتاب "معجم البلدان" مینویسد که مورخان نوشته اند علت نامگذاری مکران را اقامت شخصی به همین نام در این خطه می باشد.ایشان(مکران بن فارک بن سام بن نوح علیه السلام) نوه حضرت نوح علیه السلام بودنند و برادر ایشان هم کرمان نام داشت که به طرف کرمان امروزی رفتند و در انجا مقیم شدند.امدن اسم مکران در کتب تاریخی قدیمی گواه بزرگی بر قدمت مکران و تاریخ بلوچستان می باشد بعنوان مثال در کتاب"جغرافیای خلافت مشرقی" از مکران بعنوان استان مکران یاد شده و گفته شده که :یکی از محصولات ان دوران مکران تولید نوعی شکر بود که به ممالک عربی وهمجوار صادر میشد.سرزمین مکران یکی از بزرگترین ممالک در طول تاریخ بوده که مرزهای ان از حدودات هرمزگان و کرمان امروزی گرفته تا شهر بیله(لسبیله) نزدیک شهر کراچی پاکستان امتداد دارد و از بمپور و پهره(ایرانشهر) تا شمال غرب پاکستان وهمینطور شهرهای پنجگور وکیچ و تربت پاکستان همه جزوه سرحدات مکران میباشند.بنادر تیس در چابهار و گوادر در بلوچستان پاکستان از مهمترین بنادر مکران بشمار میایند که به دلیل موقیعت استراتژیکشان همواره در طول تاریخ مورد تاخت و تاز اجانب قرار گرفته اند البته سردارانی چون میر حمل جیهند با فدا کردن جانشان مانع از تسلط اجنبیها به خاک مکران شدند**************************************************
شعرمکران از سعید ملکزائی
مکران ای سرزمین جاودان قدمتت همپایه اسمان
ای سرا ومامن ازادگان دور باد از دامنت دست ددان
جای جای تو بوی صفاست یادگار از مردمانی با حیاست
شیرمرد و جامه غیرت به تن مرد جنگ و کارزارو و صف شکن
چشم تاریخ خود بود باری گواه بر رشادتهای حمل دادشاه
ان یلی که فوج شاهی را شکست ان گرفته جان شیرین بدست
نیست جز شیر کوه سپید دادشاهی که جهان چون او ندید
یک تنه رفتن به جنگ پرتقال دست خالی با مسلسلها جدال
از که اید جز شاه کلمتی حمل غیور و صاحب غیرتی
اجنبی بر خاکت نابرده دست زانکه خاکت بر بلوچ پیراهنست
ازتن ما پیرهن بیرون رود ان زمان سر از تن جدا شود
از بلوچ و بلوچی ای نکته دان هرچه پنداشتی زین معنی همان
رسم او مهمانوازی وصفا سر به قولش میشود از تن جدا
درمرامش رندی و مردانگیست چون به غیرت در رسد دیوانگیست
شهرهایت جنت روی زمین بلکه زیباتر ز فردوس برین
اریایی شهر تو ایرانشهر چون سراوان هیچکس ندیده شهر
نیکشهر از نکوئی شهر نیک چابهار چار بهارت بی شریک
چون کنارک نیست جای دیدنی در ونیز و مارسی و سیدنی
سرزمین مردم ازاده خاش هردم این خوبان به کارندو تلاش
زاهدانت شهر غیرت شهر دین موطن شمشادهای به مه جبین
بیرگ و تفتان و سپید و اهوران حجتی است بر اعتلای مکران
مکران تخت وتفتان تاج اوست بر سرش بادا مدام این تاج دوست
ای خوشا بخت بلند اسمان در جوار درگهت دارد مکان
بادهای موسمی چون میوزند ماتم و اندوه از دل میبرند
کوش و نمبی وهوشاکت به وقت وان لوارت گرچه دارد سوز وتفت
مکران ای سرزمین جاودان قدمتت همپایه اسمان
ای سرا و مامن ازادگان دور باد از دامنت دست ددان
**************** دور باد از دامنت دست ددان***************
کوهای مینیاتوری مکران

غروب زیبای سرزمین مکران

****************************************************
****************************************************






